منهاج سراج

215

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

بجانب بخارا فرستاد ، امير منصور از بخارا چون بشنيد بيرون آمد و به آمل رفت . چون فايق خاصه به بخارا آمد در سراى امارت ، اضطراب بسيار كرد ، و بنزديك منصور پيوست ، كه امارت را چرا سراى خالى گذاشتى ؟ منصور باز آمد به بخارا و كار لشكركشى به فايق گذاشت ، و در خراسان به بكتوزون [ ( 1 ) ] لشكركشى گذاشت و امير محمود بغزنين آمده بود ، بضبط ولايات سبكتگين . بكتوزون درين وقت ابو القاسم سيمجورى را بكشت ، به نشاپور مقام كرد ، و امير محمود بجانب خراسان از غزنين لشكر كشيد ، بكتوزون دانست : كه طاقت مقاومت محمود ندارد [ ( 2 ) ] ، از نشاپور روى به حضرت امير منصور نهاد ، و امير منصور از بخارا بمرو آمده بود و فايق با او بود . چون بكتوزون برسيد ، منصور را به سرخس دريافت . فايق خاصه و بكتوزون هر دو با هم اتفاق كردند ، تا امير منصور را از امارت خلع كنند . شب [ ( 3 ) ] دوازدهم ماه صفر سنه تسع و ثمانين و ثلثمائه ، امير منصور را از امارت خلع كردند ، و از سرخس بمرو باز آمدند و با هم اتفاق كردند كه ابو الفوارس عبد الملك نوح را به تخت برادر بنشانند ، چنان كردند ، و امير ابو الحرث منصور نوح را ميل كشيد . و مدت ملك او يك [ ( 4 ) ] سال و هشت ماه بود . و اللّه الباقى و كل شىء هالك . الحادى عشر عبد الملك بن نوح چون امير عبد الملك بن نوح را به تخت نشاندند ، و امير محمود به بلخ رسيده بود خاصه او را ازين حادثه خبر داد [ ( 5 ) ] ، به انتقام امير منصور بدر مرو آمد و رسل در ميان كردند ، با محمود صلح افتاد ، بران جمله كه هرات و بلخ امير محمود را باشد ، و نشابور و مرو ايشان را . امير محمود بازگشت در روز سه شنبه بيست و ششم ماه جمادى الاولى سنه تسع و ثمانين و ثلث مائه [ ( 6 ) ] .

--> [ ( 1 ) ] اصل : بمكنورون . ب بمنكنوزن . گرديزى و راورتى مانند متن . [ ( 2 ) ] در متن نيارد و بالاى آن ندارد نوشته شده [ ( 3 ) ] گرديزى : روز چهارشنبه 12 صفر [ ( 4 ) ] اصل وپ : نه سال ، راوتى : مانند متن [ ( 5 ) ] اصل : دادند . [ ( 6 ) ] اصل : ثمانين و مائتين و ثلث مائه .